بوسه های پنهانی
ساقیا بنه دامی در مسیرجانانی
تا مچ طرف گیری وقت بوس ِ پنهانی
چون که او کند حاشا بی دلیل و بی مدرک
گرچه رد پای بوس مانده برلب مانی
بوسه های پنهانی ،ماندگار اصلاً نیست
می رود به در فوراً مثل بند تنبانی
آن که می دهد پنهان بوسه ای به تو ، حتماً
می دهد به شهلا هم بوسه های شیطانی
گر که روی لبهایش کنتوری شود منصوب
می رسد به صد بوسه در شب زمستانی
یک عدد از آن توست ، باقی اش نمی دانی
مال شهره ای باشد یا از آن تورانی؟
ساکنان قلب او یک نـَه بلکه بیش از صد
پول پیش لازم نیست می دهد به ارزانی
می رود طرف با تو سینما و کافی شاپ
می خورد ولی با او مخفیانه یک رانی
ول کن از همین امروز یار بی وفایی که
می دهد به این و آن بوسه های مجانی
گفت ساقی ای «جاوید » بی خیال مانی باش
کن عطا به ما امشب بوسه های پنهانی؟
آن چه را عوض دارد شکوه را مجالی نیست
می دهد اگر صد تا ، می دهم هزارانی
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 0:17 توسط حمید سید تقوی
|